هوای تازه FRESH AIR



چرا مگه تو مسلمون نیستی مگه ایرانی نیستی ؟
من مسلمونم ایرانی هم هستم اما به دلایل زیر در انتخابات پیش رو شرکت نمیکنم 
- سال ۸۸  شرکت کردم کاندیدای من بدون برگزاری هیچ محکمه ای تو زندان خونه گی (حصر ) محبوسه 
دلار  ۳۷۰۰۰ ریالی شده ۱۲۰۰۰۰ ریال همه چی ۳ برابر شده 
نماینده های مجلس به جای حل مشکلات با موگرینی عکس یادگاری میگیرن 

سخن من این بار با مردم است از مسئولین که قطع امید شده آنها پوست کلفت شده اند این اواخر فقط دلداری میدهند که بله مشکلات هست درد هست ما میدانیم اما یکی از این حضرات محض رضای خدا نگفت که درمان این درد چیست اقتصاد بیمار ما در حال موت است بوی الرحمانش به مشام میرسد وقتی با افزایش بی رویه قیمت کالا ها و ارز و طلا و سکه   و غیره شایعه  ( بخوانید واقعیت ماه های آتی ) گرانی بنزین  هم در سطح جامعه پخش میشود شما بقرمایید باید چه کنیم ؟؟؟؟ ما ملت خوبی برای مسولین کشورمان هستیم هندوانه زیر بغلمان میگذارند به به چه چه میکنند که شما ملت خوبی هستید توی دنیا تکید و غیره ما هم امر برمان مشتبه میشود که چه خوبیم یادمان میرود همه مشکلات 
اما برای خودمان به عنوان یک ایرانی مسلمان ملت خوبی نیستیم بلد نیستیم درست اعتراض کنیم یا اعتراض نمیکنیم توی سرمان میزنند تحقیر میشویم خرد میشویم و راضی به وضع موجود یا اگر می خواهیم اعتراض کنیم آنقدر عصبانی و خشمگین هستیم که به کمتر از مرگ مسبب مشکل راضی نمی شویم بهانه هم به دست دشمنان قسم خورده ایران میدهیم که از ما سوء استفاده کنند یکی از  شعار های اخیر مردم که اتفاقا صدا و سیما هم آنرا پخش کرد این بود :
=== مرگ برگرانی ==== انگار گرانی یک موجود زنده است که می تواند بمیرد یا ما می توانیم خواهان مرگ او شویم 
القصه ما خیلی هم ساده هستیم زود گول میخوریم حواسمان به  اطرافمان نیست خود بینیم و اگر مشکل خودمان برطرف شد دیگر اعتراض نمیکنیم بقیه به ما چه
نمیدانم داستان این دولت ( آقای ) چیست که همه با او مخالفند اصول گرا اصلاح طلب بهاریها قاطبه مردم بی حزب و جناح اما کسی کاری نمیکند شاید او مهره مار دارد و ما را سحر و جادو کرده نمایندگان از گل بهتر ما که طرح سوال کردند از 5 تا 4 تا منفی شد بعد ول شد ادامه پیدا نکرد اقایون رفتند 15 روز تعطیلات تابستونی خداییش خسته هم شدند کشوندن رییس جمهور به مجلس برای جواب به سوالات خوب سخته این از مجلس اونم مردم که قیمت ها هر روز بالاتر میره ساکت تر میشیم تولید هم که تعطیله قوه قضاییه هم که دیگه گفتن نداره اظهرو من الشمسه  برای اقوام مسئولین رده بالای دولت شکواییه تنظیم میشه اعلام میشه بعد دیگه خبری نمیشه   با این اوصاف آینده اقتصاد ما و معیشت مردم چی میشه ؟ در قانون اساسی ما فصلی هست به نام حقوق ملت اگر روزی روزگاری مردم عزیز که خودم هم جزو شما هستم خواستید یا خواستیم درست اعتراض کنیم کامل این فصل رو بخونید و ببنید کجای این چرخه نظام قرارداریم ؟ 
  

سال به سال دریغ از پارسال

       معنی : افسوس گذشته و اینکه هر سال از سال قبل بدتر است

این ضرب المثل شیرین فارسی را کمی تغییر دادم تا نکاتی را پیرامون آن برایتان بگویم

دلواپسان و مخالفان اصلاحات واعتدال احتمالا در دیدارهای نوروزی و هنگام مصاحفه و روبوسی در گوشی این ضرب المثل را بهم خواهند گفت که البته مظورشان از پارسال همان سالهای دوراز خانه یعنی 84 تا 92 خواهد بود که معجزه هزاره سوم راس حکومت بود  و چه خوش خوشانشان بود همان موقع که قطعنامه های شورای امنیت کاغذ پاره بودند مردم معترض خس و خاشاک و هاله نور روی سر دکتر مشاهده میشد و بزرگترین اختلاس بانکی کشور در زمان پاک دست ترین دولت در حال شکل گیری بود و شهرام جزایری 2 ( همان بابک زنجانی ) به برکت تحریم ها متولد شد واکنون در حال محاکمه است و غیره و غیره و غیره .

اگر مثنوی 70 من کاغذ هم اندر حکایت کاستی های دولت بهار بنویسم کم است ولی جالبتر از همه آن که رئیس دولت بهار با کمال شهامت و جسارت و البته کمی پر روئی در زمینه همه مسائل کشور و حتی انتخابات نظر می دهد در حالی که هیچ سمتی در حکومت ندارد و فقط یک کرسی ( همان صندلی چوبی ) در مجمع تشخیص مصلحت نظام دارد واین درحالی است که سید محمد خاتمی رئیس جمهور در 8 سال قبل از ریاست جمهوری معجزه هزاره سوم با قانون یا بی قانون ممنوع التصویر ممنوع صدا و انواع ممنوعیت ها را دارد 

 بگذریم سال 1395 در راه است و ما به جای ضرب المثل فوق این ضرب المثل ابداعی را به کار می بریم :

سالی که نت (95) از اسفند سال قبلش (94) پیداست .


اصل ضرب المثل : سالی که نت از بهارش پیداست


به گزارش  امید به نقل از  ایسنا، در نامه علی مطهری به مصطفی پورمحمدی آمده است:

جناب حجت‌الاسلام آقای پورمحمدی دامت برکاته

وزیر محترم دادگستری

با اهداء سلام و آرزوی توفیق الهی برای جناب‌عالی، پاسخهایی که در جمع مدیران رسانه و دانشجویان درباره مسئله حصر و ممنوع‌التصویری برخی شخصیتها داده‌اید نشان می‌دهد که به خاطر تصمیمات غلط دیگران از یک طرف و موقعیت شغلی خود از طرف دیگر مجبور شده‌اید توجیهی برای آن درست کنید و خودتان نیز قانع نشده‌اید.

فرموده‌اید بحث حصر یک بحث حقوقی – قضایی نیست بلکه یک موضوع ی و امنیتی محسوب می‌شود.» بعد آن را اصلاح کرده و اظهار کرده‌اید: البته تلاش ما باید این باشد که حصر در یک چارچوب حقوقی تفسیر شود.» بعد فرموده‌اید: طبعاً این بحث نه در دولت قابل طرح و رسیدگی است و نه در قوه قضائیه. این بحث در شورای عالی امنیت ملی طرح و پیگیری می‌شود. این تصمیم فراتر از تصمیم قواست.»

این توجیه، برای چند ماه اول حصر که جامعه تا حدی آشوب‌زده بود می‌تواند درست باشد که حصر تصمیمی ی و امنیتی است، ‌اما سخن درباره ادامه حصر در بیش از چهار سال گذشته است که جامعه در حال آرامش بوده و هیجان آن دوره فروکش کرده است. بدون شک مسئله حصر در این مدت یک موضوع حقوقی و قضایی بوده است.

این که مجازاتها را بدون ملاک و به طور گستره و گزاف به دو قسم تقسیم کنیم: ی امنیتی و حقوقی قضایی، و دسته اول به وسیله یک شورای چند نفره و بدون محاکمه و دفاع متهم تعیین شود و دسته دوم با محاکمه و حکم قاضی، یک بدعت خطرناک است و لوازم بدی دارد، از جمله کشور را از دموکراسی دور می‌کند، علاوه بر این که خلاف اصول سی و دوم تا سی و هفتم قانون اساسی درباره حقوق متهم و مجرم است.


آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

وبلاگ اطلاع رسانی مسابقات نشاط و نود با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 136/140656 بیماری های گوارش فروشگاه اینترنتی اسباب بازی سوالات استخدامی به نام زن iranianideas پنجره دوجداره آئین مستان فیزیک و فلسفه mashhadhotelsnet